عاشق عشق
همه چیز ازعشق
☻گفته پسر ها درباره یك دختر خوب☻ یه دختر خوب یواشکی دست تو جیب باباش نمیکنه یه دختر خوب به خاطر اینکه بهش گفتن بی ادب گریه نمی کنه یه دختر خوب جو نمیگیرتش و زود خودشو مثل بنگاهها به نمایش نمیزاره یه دختر خوب دستمال دماغ باباشو برنمی داره بندازه رو سرش مثل روسری یه دختر خوب عقده هاش رو با فرار از خونه خالی نمی کنه یه دختر خوب وقتی بهش نگاه نمی کنن خود نمایی نمیکنه (به راههای مختلف) باز هم نکته تستی یه دختر خوب هیچوقت بدون گواهینامه رانندگی نمیکنه که بعدش که گرفتنش اشک تمساح بریزه یه دختر خوب وقتی معنی ترانه های خارجی رو نمیدونه مجبور نیست که واسه کلاس اونا رو گوش بده یه دختر خوب وقتی از پسری خوشش اومد و داشت از حسودیش می ترکید 10000 تا عیب و ایراد روی پسر نمی زاره یه دختر خوب شب زود نمی خوابه که صبح زود بیدار بشه که بتونه صافکاری و نقاشی کنه یه دختر خوب برای اینکه مورد توجه قرار بگیره اسمشو عوض نمیکنه (صغرا= هانی - کبری= تینا یه دختر خوب برای اینکه توی مهمونی تحویلش بگیرن قیافه نمیگیره و ادای آدم پولدارارو در نمیاره یه دختر خوب از دماغ فیل نمی افته که نه؟ یه دختر خوب از اجرای هر گونه قرقره بازی( جت اسکی اسکیت و امثال اون ) در مقابل پسرها خودداری می کنه یه دختر خوب اولاً دوچرخه سواری نمی کنه حالا می خواد بکنه بكنه جنبه هم داشته باشه یه دختر خوب عکس پسرها مثل حمید گودرزی شادمهر عقیلی و … محمدرضا گلزار رو به در و دیوار اتاقش نمی چسبونه (سوال مهم کنکوری) یه دختر خوب سوار هر ماشینی نمیشه پیکان 47 و امثال آن یه دختر خوب راه به راه از اون کوفتیا نمیماله که فردا هم سرطان بگیره ☻گفته دختر ها درباره یك پسر خوب☻ یه پسر خوب مثل یه آدم زود میره بیرون زود هم می یاد یه پسر خوب شب ها تو خیابون عین یه گربه ولگرد ول نمی گرده یه پسر خوب سر همه مثل الاغ داد نمی زنه (خصوصا سر آبجیش) یه پسر خوب ماهی 5 تا شلوار برای جلب توجه دخترا نمی خره یه پسر خوب پولاشو جمع می کنه که اگه زن گرفت دستشو مثل گدا قدولا جلو باباش دراز نکنه یه پسر خوب انقدر شماره نمی ده که خودکار مدرسه اش تموم شه و باباشو تو خرج بندازه یه پسر خوب اجتماشو به کثافت نمی کشه یه پسر خوب وقتی یه دختر می بینه جو نمی گیرتش یه پسر خوب همیشه تو خونه به مامانش تو کارای خونه کمک می کنه (این هم یک نکته کنکوری) یه پسر خوب فکر نمی کنه که از دماغ فیل افتاده یه پسر خوب درساشو خوب می خونه تا نیفته یه پسر خوب نمازشو میخونه ( سر وقتشو نخواستیم ) نتیجه: یه پسر خوب اصلا وجود خارجی نداره گشتم نبود نگرد نیست بازم اگه پیدا کردی به من هم بگو مردی دیر وقت خسته و عصبانی از سر کار به خانه برگشت دم در پسر پنج ساله اش را دید که در انتظار او بود -بابا یک سوال از شما بپرسم - بله حتما چه سوالی ؟ -بابا شما برای هر ساعت کار چه قدر پول می گیری؟ مرد با عصبانیت پاسخ داد این به تو ارتباطی ندارد.چرا چنین سوالی می کنی؟ -فقط می خواهم بدانم.بگویید برای هر ساعت کار چه قدر پول می گیرید؟ -اگر باید بدانی خوب میگویم 20 دلار. پسر کوچک در حالی که سرش پایین بود اه کشید.سپس به مرد نگاه کرد و گفت((می شود 10دلار به من قرض بدهید؟)) مرد بیشتر عصبانی شد و گفت((اگر دلیلت برای پرسیدن این سوال فقط این بود که پولی برای خریدن یک اسباب بازی مزخرف از من بگیری سریع به اتاقت برو و ببین چقدر خود خواه هستی.من هر روز سخت کار می کنم و برای چنین رفتار کودکانه ای وقت ندارم پسر کوچک ارام به اتاقش رفت و در را بست. مرد نشست و باز هم عصبانی تر شد.بعد از حدود یک ساعت مرد ارام تر شد و فکر کرد که شاید با پسر کوچکش خیلی تند رفتار کرده.شاید چیزی بوده که واقعا به ان نیاز داشته .به خصوص کم پیش می امد که پسرک از پدرش درخواست پول کند مرد به سمت اتاق پسر رفت و در را باز کرد. -خواب هستی پسرم؟ -نه پدر بیدارم. -فکر کردم شاید با رفتار خشنم تو را رنجاندم.امروز کارم سخت و طولانی یود و همه ی ناراحتی هایم را سر تو خالی کردم بیا این ده دلاری که خواستی. پسر کوچولو نشست خندید و فریاد زد((متشکرم بابا)) بعد دستش را زیر بالش برد و چند اسکناس مچاله شده در اورد. مرد وقتی دید پسر کوچولوخودش هم پول داشته دوباره عصبانی شد و گفت با اینکه خودت پول داشتی چرا باز هم پول خواستی؟ پسر کوچولو پاسخ داد((برای این که پولم کافی نبود ولی الان هست. بی تو شب مهتابی باز از آن کوچه گذشتم... همه تن چشم شدم خیره به دنبال توگشتم... شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم... شدم آن عاشق دیوانه که بودم... یاد تو هرتنگ غروب تو قلب من می کوبه ....... سهم من از با تو بودن غم تلخ غروبه ...... غروب همیشه واسه من نشونی از تو بوده ...... برام یه یادگاریه جز اون چیزی نمونده...... از بهار پرسیدم :عشق چیست؟ گفت تازه شکفته ام فعلا نمی دانم . از تابستان پرسیدم:عشق چیست؟ گفت فعلا درگرمای آن غرقم . ازپاییز پرسیدم :عشق چیست؟گفت در جلوه های آن رنگ باخته ام. از زمستان پرسیدم:عشق چیست؟گفت مثل برف آرام روی قلبت می نشیند وتو نمی فهمی که اوکی تو را احاطه کرده است...
نظر یادتون نره
| Design By : Night Melody |

